عبدالله مستوفى

583

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

بخواهند در اوضاع كشور بدهند ، قانون لازم دارد و تصويب قوانين بر عهدهء مجلس ، و مجلس از لوازم كار دولت است . حالا ديگر به خوبى فهميده است ، كه اگر بتواند اكثريت مطيع حرف‌شنوى در مجلس براى خود دست‌وپا كند ، تمام كارها بر وفق مرام انجام خواهد گرفت ، و الا به اشخاص ماجرىجو ، و وطن‌پرست‌هاى خشك كه حفظ وطن را فقط بضديت با كاركنان دولت مىدانند ، مصادف شده ، و تمام‌وقت او صرف كشمكش با اين دو طبقه بايد بشود . وكلاى تهران و پاره‌اى از شهرها انتخاب شده بودند ، و تغيير آنها ديگر ممكن نبود ، ولى بازهم ، عدهء انتخاب نشده در ولايات بقدرى بود ، كه با دسته‌اى كه از سابق در مجلس هواخواه او گشته ، و بازهم بوسائل محلى خود انتخاب شده بودند ، اكثريت حسابى تشكيل كنند . بنابراين ، توجه خود را بانتخابات ولايات معطوف داشته ، و افراد مطيعى را براى وكالت در نظر گرفت كه بىرضاى سردار سپه نمىتوانند بوكالت برسند ، نزد او رفته ، و سرسپردند و به اين كيفيت سردار سپه خاطر خود را از جانب اكثريت مجلس آينده آسوده نمود ، و گرماگرم انتخابات را خاتمه داده ، روز 22 دلو 1302 را روز افتتاح مجلس ، مقرر داشت . در اينروز مجلس با نطق افتتاحى وليعهد محمد حسن ميرزا ، كه با اثاثهء قدرت و تشريفات لازم ببهارستان آمد ، گشايش يافت . مجلس چند روزى به كارهاى مقدماتى ، از قبيل تعيين هيئت رئيسه ، و تشكيل شعب پارلمانى و رسيدگى اعتبارنامه‌ها در شعب و تهيهء گزارش آنها ، پرداخته ، و بالاخره در دههء آخر حوت ، توانست وارد رسيدگى باعتبارنامهء وكلا در مجلس علنى بشود . در ميان وكلاى مجلس پنجم دو دسته بودند ، كه با نظرات بلندپروازانهء سردار سپه همراه ، و قبلا همه‌گونه وعدهء همراهى ، در ترقى مقام به او داده بودند . يكى دستهء سيد محمد تدين ، كه در اين روزها باسم فراكسيون تجدد معروف شده ، و عدهء آن شايد ، بچهل نفر ميرسيد ، ديگرى سوسياليست‌ها كه به ليدرى سليمان ميرزا و ميرزا محمد صادق طباطبائى ، چهارده پانزده نفرى عده داشتند ، بطورى كه قبل از افتتاح مجلس هم سردار سپه اميدوار بود كه با اين پنجاه شصت نفر هواخواه ، هرچه بخواهد از مجلس بگذراند . در ميان افراد اين دو دسته ، گذشته از ليدرها كه مردمان سابقه‌دار كارآزمودهء مشروطه بودند ، بعضى يافت مىشدند ، كه واقعا معتقد بودند ، كه جمهورى براى ايران نافع‌تر از سلطنت است ، ولى اكثريت آنها اهل اين افكار نبوده ، و نفوذ كلمه و قدرت سردار سپه ، آنها را جمهورىخواه كرده و ليدرها بوعده و وعيد آنها را با اين فكر همراه نموده بودند . ملت جمهورى ميخواهد قبل از آنكه به چگونگى جمهورىخواهى ملت بپردازم ، بد نيست ببينيم ، اين نغمه از كجا شروع شده ، و چگونه پرورش يافته و چه شده است كه سردار سپه مستبد طرفدار جمهورى گشته است ؟ بعقيدهء من ، چنان كه از ظاهر امر هم همينطور مفهوم مىشود تا قبل